دوستان خوب امروزراجع به سه مطلب با هم همکلامی می کنیم . مطلب اول این که لازم میدونم از همه دوستانی که لطف دارند و بنده را استاد ویا عشقباز خطاب میکنند تشکر کنم و صادقانه اعلام میکنم که بنده نه استادم نه عشقباز این حقیقت محض.... .وقتی که هنوز با گرفتن یک غریب از ته دل شاد میشم و غرق در لذت چطور میتونم عشقباز باشم.
و اما مطلب دوم . صمیمانه از تلاش همه دوستانی که سعی در ایجاد محیطی کاملا سالم و با نشاط دارنند قدر دانی می کنم و ارزو موفقیت در این راه نو و به مهدی.سعید .خشایار و همه عزیزان تبریک میگم. واین دنیای مجازی دقیقا شبیه ترنا بازی قدیم بود که ماه رمضان همه جمع می شدیم دور هم و در ان محفل چیزی جز احترام به پیشکسوت و محبت به یکدیگر دیده نمی شد.
و اما مطلب اخر اینکه دیروز یکنفر که احتمالا بیشتر از خود من از حیونای من خوشش امده . تمامی انها را با خودش برده ....
در واقع بنده در نزدیکی دفتر کارم یک انبار داشتم که حیونا را در انجا نگهداری میکردم و مدت یک هفته بود که نگهبان شرکت مرخصی رفته بود . دیروز دیدم سراسیمه وارد محل کارم شد و با نگرانی گفت تمامی کبوترا را بردنند.......
خوب این هم قسمت این را هم باید تجربه می کردیم . من از ۱۲۴ حیون که داشتم تیر ماه تعداد۶۲ تا از انها را قلم کردم و الباقی را که رد کردنی بود دادیم رفت البته این غیر از ۱۵ جفت کهنه که تقریبا پدر. مادر حیونا بودن جمعا ۹۲ حیون بودن که با انها خاطراتی داشتم و مثل دوران نوجوانی هر وقت دلتنگ که میشدم می رفتم در داخل گنجه و ساعتها در کنار حیونا سپری میکردم و با تک تک انها مانوس بودم و صدای هر کدام را می شناختم و بلاخره کلی لذت میبردم و خیلی از اوقات که مشغول کار بودم بی اختیار هوس می کردم که برم حیونا را ببینم و دست از کار میکشیدم و می رفتم در کنار حیونا ساعتها را سپری میکردم........ بگذریم در خاتمه از محبت تک تک شما عزیزان تشکر میکنم و همه خودمان را به خدای رحمان میسپارم و چند عکس از گنجه که قفل ان شکسته شد و ما را با خاطرات تنها..........
|
http://server6.theimagehosting.com/image.php?img=DSC00026.4a5.JPG. http://server6.theimagehosting.com/image.php?img=DSC00037.9e3.JPG. http://server6.theimagehosting.com/image.php?img=DSC00035.f32.JPG |
